يحيى دولت آبادى
119
حيات يحيى ( فارسى )
ملى در غره صفر 1325 ظل السلطان بعد از سى و شش سال حكومت اصفهان در نهايت افتضاح كه هيچ حاكمى از هيچ شهر به اين رسوائى معزول نشده معزول ميگردد چند روز دكان و بازار اصفهان براى اين كار بسته مىشود مشير الدوله با اينكه با ظل السلطان خصوصيت دارد در اينموقع با ملت همراهى مىكند شاه مايل بعزل ظل السلطان نيست و از مشير الدوله بر سر اين كار بيشتر دلتنگ ميگردد ظل السلطان بر ضد مشير الدوله نزد شاه اقدام مىكند و كار بر مشير الدوله سخت مىشود . خيال مشير الدوله ( چنان كه از خودش شنيده شده ) اينست كه بعد از ورود امين السلطان به او بگويد من حالا صدر اعظم هستم ولى سلطنت مشروطه حاجت بصدر اعظم ندارد هشت وزير معين مينمائيم يكى از وزارتخانها را شما اختيار و قبول كنيد با رياست وزراء يكى را هم من قبول خواهم نمود و باهم كار ميكنيم ولى فرصت به او نميدهند كه اين تدبير را صورت خارجى بدهد و پيش از آمدن امين السلطان در شب چهارم شهر ربيع الاول او را باستعفا نمودن مجبور ميسازند مشير الدوله از كار خارج شده برستمآباد كه محل ييلاقى اوست ميرود كه آنجا بماند روز بعد نگارنده شرحى نوشته و او را